حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
628
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
و شمارشان از هشت هزار فزون بود . قدرت اخشيد چنان بود كه كس در برابر او رأى نداشت و وقتى انوجور فرزند خود را وليعهد كرد همه اميران و سرداران اطاعت كردند ، وقتى كافور بقدرت رسيد سودانيان در سپاه مصر فراوان شدند و بيشتر سپاه از آنها بود . فاطميان نيز سپاهى نيرومند داشتند در سپاه آنها مراتب اميران و سربازان به دقت جدا بود و از مرتبهاى بمرتبه ديگر رفتن آسان نبود . بعضى اميران سپاه طوق طلا به گردن داشتند و بعضى ديگر در ايام رسمى چماقى از نقره برميگرفتند ، سربازان ، بربر و ترك و كرد و غز ديلم و سودانى بودند ، بعضى گروههاى سپاه بنام خليفگان منسوب بودند چون گروه حافظى و آمرى و بعض ديگر به وزيران انتساب داشتند چون جيوشى و افضلى . نيروى دريائى مسلمانان پس از فتح شام و مصر بانديشه افتادند نيروى دريائى بوجود آورند تا سواحل اين نواحى را از هجوم روميان حفظ توانند كرد و بقسطنطنيه حمله توانند برد ، اين كوشش از ايام عثمان بود و بدوران امويان دوام داشت و بدوران عباسيان كه عراق مقر خلافت شد دفاع از مصر و شام به عهده ولايتداران افتاد و نيروى دريائى تابع ايشان شد . توجه مسلمانان بنيروى دريائى نتايج خوب داد و كشتيهاى ايشان به قوت و شمار از روميان فزون شد و سازمان معتبرى براى اداره آن پديد آمد . در هر بندر براى رهبرى كشتيها چراغى بود كه آن را " خشب " ميگفتند و هر كشتى جنگى فرماندهاى داشت كه او را " مقدم " مىگفتند و همه مردم كشتى بفرمان وى بودند و تعليمات سربازان كشتى و فراهم كردن لوازم جنگ به عهده او بود . با فرمانده كشتى يكى ديگر بود كه عنوان رئيس داشت كه بر دريانوردى و پاروزنى نظارت داشت ، فرمانده كل نيروى دريائى " امير الماء " يا " امير البحر " ناميده ميشد يعنى امير آب يا امير دريا و گوئى فرنگان